روند تصاعدی پیشرفت تکنولوژی پخش برنامههای تلویزیونی و کندی
برنامهریزی داخلی در این زمینه، به طور حتم دولت را در آینده با
وضعیت بسیار دشواری برای چگونگی برخورد با شبکههای تلویزیونی
ماهوارهای روبهرو خواهد ساخت.
بنا بر تعریفهای
حقوقی قانون اساسی، دولت مسئولیت امور فرهنگی و اجتماعی کشور را به عهده
دارد و باید پاسخگوی هر گونه نابسامانی فرهنگی و اجتماعی در داخل کشور
باشد؛ هرچند با این بهانه قانونی، دیگر نهادهای مدنی و یا فرهنگی ـ دینی
در کشور، نباید از این مسئولیت شانه خالی کند.
پس از پنج سال،
دیگر بشقابی بر فراز پشتبامها نخواهد بود که آن را جمع
کنیم و مردم به راحتی میتوانند هر برنامهای را از شبکه
ماهوارهای ببینند. البته قرار نیست ما تعیین کنیم که مردم چه ببینند
و چه نبینند، اما ما با افزایش تعداد انتخابها، میتوانیم آنها
را به سوی برنامههایی مفیدتر هدایت کنیم و راهکار این برنامه، چیزی
جز اجازه به بخش خصوصی برای ایجاد کانالهای تلویزیونی و تولید
برنامه در داخل نیست. این اجازه قانونی در داخل کشور، بسیاری از
سرمایههایی را که به فکر تأسیس شبکههای تلویزیونی هستند، به
سوی کشورمان هدایت خواهد کرد.

در این راستا، چند نکته مهم وجود دارد:
1
ـ ندادن مجوز راهاندازی کانال تلویزیونی، بخش خصوصی را به خارج از
کشور هدایت میکند و به این ترتیب، ما سرمایه ملی، اعم از پول،
اندیشه و تجربه را به خارج فراری میدهیم.
2 - ایجاد کانال
تلویزیونی در داخل، هم نظارت را تقویت میکند و هم نگاه ملی بخش
خصوصی را به تولید برنامه متناسب با فرهنگ داخلی در کشور افزایش
میدهد.
3 ـ وجود و ادامه به کار کانالهای تلویزیونی در
داخل، باعث میشود تا فیلمها و برنامههای متناسب با
فرهنگ دینی و ملی کشور در داخل تولید شود.
4ـ این اقدام در یک دوره
ده ساله، موجب شکلگیری طبقه جدیدی از تکنولوژی ارتباطات و
اطلاعرسانی در داخل و نیز موجب جذب بخش وسیعی از نیروی کار ماهر در
داخل میشود.
5 ـ جمعیت ایران، پتانسیل و قابلیت راهاندازی بیست شبکه تلویزیونی داخلی قوی و فراگیر را دارد.
6
ـ به هزار و یک دلیل، آثار منفی وجود یک شبکه تلویزیونی خصوصی در داخل،
کمتر از یک کانال خصوصی ایرانی در خارج است. برای دیدن مبنای این استدلال،
تنها به شبکههای تلویزیونی ایرانی موجود (حتی با صرف نظر از مواضع
سیاسی آنها) در خارج نگاه کنید.
7 ـ این کار میتواند سرمایه
ایرانیان خارج از کشور را به داخل هدایت کند، به ویژه آن که
راهاندازی شبکههای تلویزیونی، سرمایهای چشمگیر
میخواهد.
8 ـ اگر بپذیریم نظارت قانونی در داخل کشور بر این
شبکهها به آسانی امکانپذیر است، آنگاه میتوانیم
راهکاریهای قانونی آن را نیز تدارک ببینیم تا در سالهای آینده
در برابر یک عمل انجام شده قرار نگیریم.
بنابراین، با این کار،
امکان انتخاب شهروندان ایرانی برای برگزیدن برنامههای تلویزیونی را
میتوانید در بین 20 تا 25 شبکه داخلی سراسری گسترش دهید تا ضریب
احتمال تأثیرپذیری از برنامههای خارجی را تا جایی که میشود،
کاهش دهید. از همه مهمتر آن که این کار در داخل، میتواند یکی از
بهترین دستمایههای گسترش فرهنگ خودی در داخل کشور باشد.
ما
باید کمکم بپذیریم که شبکههای تلویزیونی خصوصی در داخل همچون
روزنامههای طرفهای گوناگون در ایران است تا بهتر بتوانیم با
این مقوله کنار آییم. در این زمینه، مجلس هشتم میتواند به این مقوله
بیندیشد و آن را به گونه مناسبی در دستور کار و بررسی خود قرار دهد.